جملات زیبا خدا
آرام باش
تفکر کن
توکل کن
سپس آستین ها را بالا بزن،
آنگــاه
دستان خــــدا را می بینی
که زودتر از تو دســـت به کار شده اند...!!!
آرام باش
تفکر کن
توکل کن
سپس آستین ها را بالا بزن،
آنگــاه
دستان خــــدا را می بینی
که زودتر از تو دســـت به کار شده اند...!!!
به خاطر بسپارید ...!
همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است
آرام ، بی صدا و همیشگی ...!
جملات زیبا (رسول ترک)
صدور هیچ گذرنامه و ویزایی لازم نیست
وقتی به خدا * پناهنده * میشوید
جملات زیبا (رسول ترک)
به خدا اعتماد کن ...!
خداوند راهها و چاههایی دارد که تو را حیران خواهد کرد
جملات زیبا (رسول ترک)
در هوای صاف فراموش نکنی ...!
جملات زیبا (رسول ترک)
خـداونــــــــدا ...!
تو تکراری ترین " حضور " زندگی منی ...!
و من عجیب به آغوش تو ...
از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام
جملات زیبا (رسول ترک)
هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد
چون گدایست که حاجت ز گدا می طلبد
جملات زیبا (رسول ترک)

به خدایت اعتماد و توکل کن ...!
اما فراموش نکن که افسار شترت را هم به درخت ببندی
جملات زیبا ( رسول ترک )
خدایا این چه حکایتیست ...!
عده ای راه میروند تا غذایشان هضم شود ...
عده ای هم میدوند تا گرسنه نمانند ...
انسان اگر فقیر و گرسنه باشد ،
بهتر از این است که پست و بی عاطفه باشد
هرگز فراموش نکن ، هر چه که اتفاق بیافتد :
تو همواره در آغوش خداهستی...!
وقتی خدا از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت
از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم
که فراموش کردم او منتظر است تا نامش را صدا کنم.....
از تصادف جان سالم به در برده بود
و زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش میدانست
و خدا آن بالا همچنان نگاهش میکرد و میخندید
( اگر خدا نخواهد هیچ برگی از درختی نمی افتد )
کسی که در مقابل خداوند زانو میزند :
میتواند در برابر هر چیزی ایستادگی کند
تـا لحظه ی شکـست به خدا ایـمان داشته بـاش
خواهـی دید که آن لـحظه هرگز نخواهـد رسیـد
نگران فردایت نباش که چه میشود...
خدای دیروز و امروزت
فردا هم هست
انسان به واسطه ضربان قلبش زنده نیست،
حیات او به غذا و خوراک وابسته نیست،
او به لطف خدا زنده است
عاشق خدا هستم !!!
چون همونجایی که میتونست مچم رو بگیره :
دستم رو گرفت
(ما هم سعی کنیم دست همدیگرو بگیریم نه مچ همدیگرو)
خدا به آنها گفت : به لبه نزدیک شوید...آنها گفتند : ما میترسیم ...
خدا دوباره گفت : نزدیک شوید ... و آنها نزدیک شدند ...
و خداوند آنها را هل داد ....
و اینگونه بود که آنها توانستند پرواز کنند ...
(بدانید خم شدن آغاز ایستادن است)
حکایت عجیبی است رفتار ما :
خدا می بیند و می پوشاند ... مردم نمی بینند و فریاد میزنند...
زندگی هدیه ی خداوند به شماست ...
و
شیوه ی زندگی هدیه ی شما به خداوند است ...

خدایا
سال جدید رو برای همه خوب بنویس
خدایا
مریض ها رو به آغوش گرم خونوادهاشون برگردون
خدایا
کمکمون کن سال جدید رو خوب برات بندگی کنیم
خدایا
کمکمون کن مثل خونه هامون ، دلهامونم خونه تکونی بکنیم
خدایا
کمکمون کن،کینه ها،کدورتها،زشتی ها،بدی ها رو از دلمون بریزیم بیرون
و بجاش
عشق و محبت و دوستی و صمیمیت بکاریم
آمــیــــــــــــــن

تو این فکرم که :
همه ی کارهای خدا دلیل داره
ببین برای خندوندن گلها
خدا به ابرها میگه گریه کنید
خدا میداند :
چه کسی به زندگی شما تعلق دارد و چه کسی ندارد ،
اعتماد کنید و بگذرید ، هر که قرار باشد بماند ،
تا آخر خواهد ماند...
خدایا
هرچی رو میخوای ، هر کسی رو میخوای ازم بگیر
ولی خودتو ازم نگیر...

دخترکی در زیر باران ،
با لحنی آرام به خدا میگفت :
خدا جونم گریه نکن همه چیز درست میشه...
خدایا اینقدر از من امتحان نگیر :
من ترک تحصیل کرده ام !
مادربزرگم میگه :
اگه میخوای خدا رو بخندونی :
از برنامه هات براش حرف بزن...

خدایا...
نگویمت : دستم بگیر
گویم :
گرفته ای رها مکن..
روزی مردم حکیمی را دیدند که چوبی در دست داشت
و هر دو سر چوب آتش گرفته بود.از او پرسیدند:چه میکنی؟
گفت میروم تا با آتش یک سر چوب
دوزخ را بسوزانم و با سر دیگر آن بهشت را.
تا مردم فقط خدا را بخاطر خودش عبادت کنند!
شخصی از طفلی سوال کرد،که اگر گفتی خدا کجاست یک اشرفی به تو
خواهم داد.
آن طفل در جواب گفت:اگر شما گفتی خدا کجا نیست من دو اشرفی به شما میدهم!